برترین کاربران هفتگی این مقاله

از ۱۳۹۷/۰۳/۲۶ تا ۱۳۹۷/۰۴/۰۱

هیچ کاربری در این بازه زمانی وجود ندارد

آمار مقاله
  • بازدید کل ۳,۸۸۰
  • بازدید این ماه ۶۰
  • بازدید امروز ۲
آمار آزمون مقاله
  • کل شرکت کنندگان ۱۷۶
  • قبول شدگان ۱۱۵
  • شرکت کنندگان یکتا ۸۰
  • میانگین درصد شرکت کنندگان ۶۱
واژه نامه فناوری نانو

نانو

nano

پيشوندي به معناي يک بيليونم يا (000،000،000،1/1). در متون فناوري‌نانو، معمولا براي مشخص کردن يک واحد اندازه‌گيري برابر با 10 به توان منفي 9 متر استفاده مي‌شود.

سطح مقاله

پیشرفته 1

طرح درس

منابع پیشنهادی هشتمین مسابقه ملی-عناوین کلی

نویسندگان
کلمات کلیدی
امتیاز کاربران

الزامات مربوط به ویژگی‌های ذاتی اختراع

 
 
1- الزامات مربوط به ویژگی‌های ذاتی اختراع
همان طور که در مقاله قبلی بیان شد، برخی از شرایط لازم برای پتنت شدن اختراع مربوط به ویژگی‌های خود اختراع است که شرایط اساسی هم نامیده می‌شود و معمولاً اصطلاح Patentability منعکس‌کننده این شرایط است. این الزامات که به تفصیل در ادامه تشریح خواهند شد عبارتند از: الزام موضوع مناسب یا الزام موضوع قابل پتنت، الزام سودمندی یا الزام کاربردپذیری صنعتی، الزام نوآوری و الزام غیربدیهی بودن یا گام ابتکاری.

1-1- الزام موضوع مناسب یا الزام موضوع قابل پتنت
بر اساس این الزام، هر موضوع اختراعی صلاحیت پتنت شدن ندارد. قوانین ثبت اختراع بسیاری از کشورها یا سوابق دفاتر ثبت اختراع این کشورها در ثبت یا عدم ثبت اختراعات، نشان می‎دهد که موضوعات خاصی نمی‎تواند پتنت شود، حتی اگر اختراع جدید و غیربدیهی باشد.
در حقیقت به همراه نوآوری، گام ابتکاری یا غیربدیهی بودن، سودمندی یا کاربردپذیری صنعتی، قابل پتنت بودن موضوع اختراع هم از شرایط اساسی لازم برای پتنت شدن اختراع است. موضوعاتی که به عنوان موضوعات قابل پتنت در نظر گرفته می‎شود و مطابق آن موضوعاتی که از پتنت شدن استثنا می‎شوند، به قوانین ملی یا معاهدات بین‎المللی بستگی دارد. به عبارت دیگر، جهت بررسی این که آیا اختراعی دارای موضوع قابل پتنت شدن هست یا خیر، باید به قوانین ثبت اختراع کشور مورد نظر و نیز مواردی که در گذشته در این دفاتر یا در دادگاه بر سر آن‌ها بحث صورت گرفته است، مراجعه کرد.
نکته قابل توجه در این زمینه این است که در برخی از کشورها یا معاهدات بین‌المللی، مستقیماً موضوعات قابل پتنت ذکر شده در حالی که در برخی دیگر، لیست موضوعات غیرقابل پتنت بیان شده است.
به طور مثال، بر طبق قوانین ثبت اختراع کشور کانادا، تنها تجسم فیزیکی یک ایده یا فرآیندی که منجر به چیزی ملموس یا قابل فروش باشد، پتنت می‌شود. بنابراین قضایای ریاضی و برنامه‌های کامپیوتری قابل پتنت نیستند. اما در این اداره روش‌های تجاری قابل پتنت شدن هستند.
معاهده ثبت اختراع اروپا، مستقیماً موضوعات قابل پتنت را بیان نمی‌کند، بلکه لیستی از موضوعاتی که اختراع محسوب نمی‌شوند و در نتیجه قابل پتنت نیستند، فراهم کرده است. به ویژه موضوعات زیر به عنوان اختراع لحاظ نمی‌شود (بند 2 ماده 52):
  • کشفیات، نظریه‌های علمی و روش‌های ریاضی
  • آثار هنری (aesthetic creations) از قبیل نقاشی یا مجسمه‌سازی
  • طرح‌ها، قواعد و روش‌های اجرای فعالیت‌های ذهنی، انجام بازی‌ها (playing games) یا انجام کار تجاری و برنامه‌های کامپیوتری
  • ارائه اطلاعات (presentations of information)

بند 1 ماده 52 معاهده EPC بیان می‌دارد که «اعطای پتنت اروپا برای هرگونه اختراعی، در تمام زمینه‌های فناوری وجود دارد، مشروط بر این که اختراعات، جدید و متضمن گامی ابداعی بوده و مستعد برای کاربرد صنعتی باشد»، بنابراین نیاز است تا 4 سؤال مورد ارزیابی قرار گیرد:

1. آیا اختراعی وجود دارد؟

2. آیا این اختراع مستعد کاربرد صنعتی است؟

3. آیا اختراع جدید است؟

4. آیا اختراع دارای گام ابتکاری است؟

 

نخستین سؤال با این سؤال که «آیا موضوع ادعا شده جز موضوعات قابل پتنت است؟» معادل است.
طبق قوانین ثبت اختراع در ایالات متحده آمریکا (35 U.S.C. 101)، موضوع مناسب برای یک اختراع قابل پتنت به صورت زیر تعریف می‌شود:

Whoever invents or discovers any new and useful process, machine, manufacture, or composition of matter, or any new and useful improvement thereof, may obtain a patent therefor, subject to the conditions and requirements of this title.

«هر کسی که هرگونه فرایند، ماشین، کالای ساخته شده یا ترکیب مواد جدید و مفیدی را اختراع یا کشف کند یا هرگونه اصلاحی جدید و مفید بر روی آن‌ها انجام دهد، ممکن است طبق شرایط و الزامات مربوطه، برای اختراع خود پتنت دریافت کند.»
بنابراین برای این که اختراعی از نظر اداره ثبت اختراع آمریکا دارای موضوع مناسب باشد باید به یکی از این چهار گروه فرایند، ماشین، کالای ساخته شده و ترکیب مواد تعلق داشته باشد. ماشین، کالای ساخت شده و ترکیب ماده، عموماً شامل اختراعات ملموس هستند و به همین دلیل به عنوان یک گروه واحد یعنی محصولات (products) در نظر گرفته می‌شوند. از طرف دیگر، گروه فرایند شامل اختراعات ناملموس است (مثلاً یک سری مراحل یا اقدامات) و در قانون پتنت تحت عنوان روش‌ها (methods) جدا از محصولات در نظر گرفته می‌شود.
یک فرایند می‌تواند شامل روشی برای تولید، روشی برای پردازش اطلاعات (که تحت عنوان پتنت‎های نرم‎افزاری شناخته می‎شود) یا روشی برای توزیع و فروش چیزی (که تحت عنوان پتنت روش تجاری شناخته می‌شود) باشد. این دو مثال آخر در مورد فرایند بحث‌های زیادی را به همراه دارند و تعیین مصادیق آن‎ها مشکل است. در برخی موارد ممکن است یک اختراع هم تحت عنوان یک محصول و هم تحت عنوان روشی برای تولید یا استفاده از آن محصول، ثبت شود.
به هرحال تعیین مناسب بودن موضوع یک اختراع همیشه به آسانی قابل انجام نیست و ممکن است تصمیم نهایی را دادگاه بگیرد. یک مثال مهم در این زمینه پرونده Diamond v. Chakrabarty مربوط به سال 1980 است. در این پرونده، دادگاه عالی آمریکا، میکروارگانیزم‌های ساخته شده توسط انسان را موضوع مناسب برای پتنت شدن لحاظ کرد. پیدا کردن یک ماده معدنی جدید یا گیاهی که در طبیعت پیدا می‌شود موضوعات قابل پتنت شدن نیستند. به همین صورت، انیشتن هم نمی‌توانست قانون معروف خود E=mC2 را ثبت کند یا نیوتن هم نمی‎توانست قانون جاذبه را پتنت کند. این‌ها قوانینی طبیعی هستند و به همه انسان‌ها تعلق دارند و کسی نمی‌تواند آن‎ها را منحصر به خود کند. اما دادگاه میکروارگانیسم‎های مربوط به این پرونده را موضوعی با قابلیت پتنت شدن تشخیص داد؛ زیرا در این اختراع، باکتری جدیدی تولید شده بود که خواصی متفاوت از باکتری‌های موجود در طبیعت داشت به طوری که می‌توانست مفید باشد.

 

2-1- الزام سودمندی یا الزام کاربردپذیری صنعتی

در قوانین ثبت اختراع برخی کشورها، الزام کاربردپذیری صنعتی یکی از شرایط لازم برای پتنت شدن اختراع است که بر اساس آن تنها اختراعی پتنت می‌شود که مستعد کاربرد صنعتی باشد؛ یعنی اختراعی که در یک صنعت می‌تواند ساخته یا استفاده شود. در این جا صنعت مفهوم گسترده‌ای دارد به طوری که مثلاً شامل کشاورزی هم می‌شود. معاهده EPC روش‌های درمان بدن انسان یا حیوان به وسیله جراحی یا معالجه و روش‌های تشخیصی به کار رفته در بدن انسان یا حیوان را از موضوعات قابل پتنت استثناء می‌کند. زیرا این روش‌ها مستعد کاربرد صنعتی در نظر گرفته نمی‌شود. هدف از این استثنا کردن، جلوگیری از پتنت شدن روش‌هایی است که برای اهداف پزشکی به کار می‌روند تا کسی نتواند از طریق سیستم پتنت در پزشکی اختلال ایجاد کند.
همچنین بنابر تصمیم دفتر ثبت اختراع اروپا، این حقیقت که ماده‌ای می‌تواند به روشی ساخته شود ضرورتاً الزام کاربردپذیری صنعتی را برآورده نمی‌کند مگر این که استفاده سودآور برای این ماده وجود داشته باشد.
در قانون ثبت اختراع ایالات متحده، الزام سودمندی کم و بیش به الزام کاربردپذیری صنعتی که به طور مثال در معاهده پتنت اروپا وجود دارد، مربوط است هر چند با آن تفاوت دارد. در آمریکا، دادگاه کلمه مفید را در قانون 35 U.S.C. 101 به الزام سودمند بودن تبدیل کرده است. در حقیقت اختراعی مفید است که دارای فایده قابل تشخیص باشد و بتوان از آن استفاده کرد.
این الزام در گذشته برای برخی اختراعات مانع بزرگی محسوب می‌شد، اما در حال حاضر نسبتاً مانع راحتی برای بسیاری از اختراعات محسوب می‌شود و اکثر اختراعات معمولاً این الزام را دارند. به هرحال الزام سودمندی از پتنت شدن دستگاه‌های خیالی و نظری مانند ماشین‌های حرکت دائمی که در قوانین ترمودینامیک مطرح است، جلوگیری می‌کند. اختراعی که به رفاه جامعه آسیب می‌رساند قابل پتنت نیست اما اخیراً در دفتر ثبت اختراع آمریکا این مسأله که اختراعات دارای اهداف غیراخلاقی (مثلاً دستگاهًهای قمار) یا فریبکارانه هستند، دیگر بررسی نمی‌شود.

 

3-1- الزام نوآوری

داشتن نوآوری یکی دیگر از الزامات پتنت شدن یک اختراع است. اگر اختراعی قبلاً برای عموم قبل از تاریخ ثبت تقاضانامه پتنت یا قبل از تاریخ حق تقدم ادعا شده، شناخته شده باشد، جدید و در نتیجه قابل پتنت نخواهد بود. فلسفه این الزام جلوگیری از پتنت کردن دانش قبلی (prior art) است. همان طور که قبلاً هم بیان شد، پتنت به مخترع در ارتباط با اختراع حق انحصاری اعطا می‌کند. یعنی دیگران به صورت قانونی حق بهره‌برداری از این اختراع را ندارند.
مقصود سیستم ثبت اختراع، منع پتنت شدن آن چه که قبلاً افراد به صورت آزاد انجام می‌دادند است؛ مثلاً نمی‌توان چرخ را پتنت کرد زیرا چرخ بخشی از دانش قبلی است و همگان می‌توانند آن را به صورت آزاد استفاده کنند. بنابر قوانین ثبت اختراع، دانشی که برای دیگران شناخته شده است یا به وسیله دیگران استفاده می‌شود یا از طریق انتشار افشا شده است، به عنوان دانش قبلی محسوب می‌شود.
در برخی کشورها از جمله آمریکا، کانادا، استرالیا و ژاپن یک مهلت شش تا دوازده ماهه برای مخترعان به عنوان مهلت ارفاقی (grace period) در نظر گرفته شده است تا در صورتی که نتایج تحقیقات ایشان قبل از تاریخ ثبت تقاضانامه افشا شود، حقوق مخترعان دچار مخاطره نشود. این افشا زمانی بدون اشکال است که ظرف مدت شش یا دوازده ماه قبل از تاریخ ثبت تقاضانامه پتنت صورت گرفته باشد. به عبارت دیگر، مهلت ارفاقی از زمان افشا یا انتشار اختراع شروع می‌شود.

 

4-1- الزام غیربدیهی بودن یا الزام گام ابتکاری

الزام غیربدیهی بودن یا الزام گام ابتکاری منعکس‌کننده یک الزام یکسان جهت پتنت شدن یک اختراع در قوانین ثبت اختراع اکثر کشورهاست. بر اساس این الزام، برای این که اختراعی قابلیت پتنت شدن داشته باشد باید دارای ابتکار کافی باشد، یعنی بدیهی نباشد. اصطلاح «گام ابتکاری» عمدتاً در اروپا به کار می‌رود در حالی که اصطلاح «غیربدیهی بودن» عمدتاً در قانون ثبت اختراع ایالات متحده به کار می‌رود.

فلسفه الزام گام ابتکاری یا غیربدیهی بودن اجتناب از پتنت کردن اختراعاتی است که در آن‌ها توسعه و طراحی معمولی محصول صورت گرفته است تا نهایتاًً بین مشوق‌های ارائه شده توسط سیستم ثبت اختراع یعنی تشویق نوآوری و هزینه‌های اجتماعی این سیستم یعنی اعطای انحصارهای موقت تعادل مناسب برقرار شود. اگر چه اصل این الزام تقریباً در کشورها یکسان است اما نحوه ارزیابی گام ابتکاری یا غیربدیهی بودن از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد. الزام نوآوری نسبتاً عینی است در حالی که الزام غیربدیهی بودن نسبتاً ذهنی است. به همین دلیل، تعداد کمی از پرونده‌های دادخواهی که در ارتباط با پتنت مطرح می‌شود، مستقیماً به مسأله نوآوری مربوط می‌شود و تقریباً همه پرونده‌های دادخواهی پتنت مربوط به مسأله بدیهی بودن است.

بر طبق معاهده ثبت اختراع اروپا EPC، داشتن گام ابتکاری یعنی این که با توجه به دانش قبلی (state of the art)، این اختراع برای فرد دارای مهارت در این زمینه بدیهی نباشد. در دفتر ثبت اختراع اروپا EPO، تقریباً همیشه از روش مشکل راه حل (problem-solution approach) جهت ارزیابی گام ابتکاری اختراع استفاده می‌شود. این روش به صورت زیر است:

1- تعیین نزدیک‌ترین دانش قبلی (closest prior art): یعنی مرجع واحدی که ترکیبی از ویژگی‌هایی را افشا می‌کند به طوری که می‌تواند به منزله نوید بخش‌ترین نقطه شروع برای توسعه و رسیدن به اختراع مورد نظر شود.

2- تعیین مشکل فنی عینی (objective technical problem): یعنی با توجه به دانش قبلی، مشکلی فنی را که اختراع ادعا شده به صورت موفقیت‌آمیزی حل کرده است، مشخص شود.

3- بررسی این که آیا راه حل ادعا شده برای این مشکل فنی از دید شخص دارای مهارت (skilled person) بدیهی است یا خیر.

با توجه به قانون ثبت اختراع آمریکا، منظور از الزام غیربدیهی بودن این است که اختراع در زمانی که ساخته می‌شود، برای فردی که در آن زمینه مهارت عادی (Ordinary Skill) دارد، بدیهی به نظر نرسد. در صورتی که اختراعی صرفاً ترکیب بدیهی از دانش‌های قبل باشد، به دلیل نداشتن الزام غیربدیهی بودن رد خواهد شد.

در فیلم زیر در رابطه با مراحل بررسی پتنت برای ثبت پتنت در اداره ثبت آمریکا مانند نوآوری و... توضیحاتی ارائه شده است.